هر کودک و مادری که می بینم
هر تشنه ای که می بینم
هر ویرانه ای که می بینم
یاد فلسطین می افتم
مرا چه شده است؟
هر ظالمی که می بینم
هر مظلومی که می بینم
گردش روزگار می بینم
مرا چه شده است؟؟؟
مهدی فرزه
گنه کرد در آلمان ، یک هیتلری
فلسطین زدند ، گردن ، ملتی
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
قفس، درهم شکسته استخوان را پرنده، ناتوان، بی دانه و آب رهایی چشم دارد، آسمان را مهدی فرزه
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
فرزه هم رویشی لب جویبار فرزه هم سین به سفره ی هفت سین فرزه مژده رسان فصل بهار مهدی فرزه
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
"منظومه ی نوحیه" در آپارات « هلاای مردم منآفرینشگر؛ خداست.اللهنه بت هاییز سنگ و گِل... » « ز سنگ و گِل اگر بد چوب بهتردرودگر نوحبرای مردمت از چوببتگر شو.» « ستایش می کنیم آن رااگر زیباتر و بشکوه تریاد آورد ما را نیاکان را » « هلا مردمخدا نادیدنی ست امّا«پدیداری» از اوست.» « هلا مردمخدای ماپس از چند آفرینش های دیگرگونبه تاریکیبرآرد آدمی زاد. » « هلا ای مردم منآفرینشگرپرستش را سزاست » « به انگشتان فرو بندید گوش خودشنودن را نمی شاید.رِدا بر سر کَشید. نادیده انگارید او را.» « بدانید این... پدیداری ِ بت هاناتوانی ست.» « فراوان ناسزا گفتیبه بت هامان چه ها بستیسزاواری به سنگ و چوببت از سنگ است و این سنگ است از بتکه کوبد بت ستیزان را سر و روی فرو کوبید. برانید سنگ و چوب او را...برانید.خانه بنشانید او را» «عروسک های سنگ و گلرها سازیدنه دیگر کودکانید...» «خداوندانهانیآشکاراروزهاشب هافراخواندم به سویت مردمم راهراساندم ز پادافرهگریزان در گریزانند اما. » «خداوندا مرا برگیر از مردمکه خواهان نیستند از منچه فرمانت ؛چه اندرزم...» « خدا را ؛ایخداونداممان یک تن ز بت کیشان بر این خاک.» " نیافزاید به یارانت دگر هیچ. بجز نفرین و پادافرهمبادا بر ستمکاران. دیده بانی رهنمایمنوحیک کشتی بساز " "چیست کشتی؟" "خانه ای؛روان و هم فرو استابه بسم اللهبر آب" روزها در یک بیابان تا به شبکار ِ کشتی بود و کُشتی بود با کار « درودگر نوحدرودی چوب ها مانند گندمتراشیدی و پ
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
به امید پدیداری خورشیدی ظلمت شکن، که پدیداری اش ؛ راستین بهاری بی مانند است.
از پس ِ بس روزگاران ِ زمستان شب
به ناگه
کوهساران
کاروانی از گل و
باران کمان ِ رنگ رنگ
برسپهر ِ بی ستون آسا
پراکند.
زان سپس
بارانی از رنگین کمان و گل
شد روان
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
برداشت آزاد از " درخت آسوریک
مناظره ی "خرمابن و بزک " در آپارات
بنش خشک خرما بنی ، رسته بود
به شهر آسوریک ، آن سوی رود
گشن چتر سبزی نیین ، بر سرش
چو انگور ، بس خوشه ها ، می نمود
تنه سخت خرما ، به خرماستان
بسی بانگ می زد :
"منم پهلوا
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
(((شنیدن و دانلود)))
"یلدا" در آپارات
"یلدا"
"هزار افسانه" می گوید مُغِ پیر
پرستشگاهِ ناهیدست روشن
سهی سَروان به گرد آتشِ فَرمند
- اگرچه این هزاران شب به خوابِ خود نمی بیند ؛
همانا مهر می آید .
بتارانید خواب از چَشم
سرابِ شب بُوَد
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
سلام.
با نگرش به بحران کرونا و لزوم رعایت فاصله گذاری اجتماعی ، اگر از شیفت های روز ساعتی در ادارات و کارخانه ها (مدارس و دانشگاه ها و اصناف ) استفاده شود ترافیک و تردد مناسب سازی می شود و ساعات شلوغی و ترافیک کمتر رخ خواهد داد. مثلا ورود به ادا
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
در شعرم آرام گرفته ام.
به زیارتم بیا...
آرامگاه با شکوهی ست
شعرم.
مهدی فرزه (میم. مژده رسان)
پادکست « رادیو نیماییان »
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
پیشگفتارسلام.... و سلام نامی از نام های خداست . من مهدی فرزه متولد 36 یکی از دوستداران شعر و ادب ایران هستم، هدفم از ایجاد وبلاگ این بود که دستیابی آسان به گزیده ای از شعر نوی ارزشمند و دلنشین را فراهم کرده باشم. شعر نو ؛ سه گونه دارد. شعر نیمایی که دارای اوزان نیمایی ست. شعر سپید که فاقد وزن ست. و شعر آزاد که دارای آهنگ و واج آرایی آهنگین ست. در عین حال؛ براین باورم که کتاب "ادوار شعر فارسی " تالیف دکتر شفیعی کدکنی مانیفست شعر نو پارسی ست. راستی؛ شایان یاد ست که در این وبلاگ از شعر ها و دست نوشته های خودم و پاره ای از مطالب جالب که از وب دریافت کنم ، نیز بهره خواهم جست. انتشار اینترنتی مطالب و اشعارم با ذکر منبع و نام و نشان شاعر ؛ بلا مانع است. ضمنا بدین وسیله از بزرگواران شعر شناسی که ضمن رعایت موارد پیش گفته ؛ با انتشار اشعارم در سایت ها و وبلاگ های خود ؛ به شناخت این شاعر و گسترش شعرش ؛ همت گماشته اند سپاس گزاری می نمایم و به پاس قدر دانی از این مردم شعر دوست و شعر شناس ؛ سایت های آنان را در این وبلاگ لینک خواهم نمود . به قول سعدی شیرین سخن : غرض نقشی ست کز ما باز ماند. والسلام . مهدی فر زه (میم . مژده رسان)
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
"مرغ دریا" را بشنوید
می زند چرخ، گرد کشتی ها
مرغ دریا، به بال های بلند
رهسپار ست هر کجا که روند
گرچه گرداب ها ، هراس آرند.
گاه گیرند مرغ دریا را
(بال هایش بلند و پارو وار)
پادشاه سپهر ، شرم آگین
می خزد، می خورد تلو، هربار
-: " وه چه ناکاردان و بی حال ست،
دلقک آساست جوجه اردک زشت!"
آن یکی می زند چپق به نوکش
وان یکی لنگ می دود از پشت.
"شاعر" آن آسمان نورد را مانَد
که به توفان و تیر می خندد
بال های بلند ؛ پابندش
در هیاهو ، به دور ؛ اندیشد...
مهدی فر زه (میم. مژده رسان)
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی
تقدیم به استاد محمد رضا شفیعی کدکنی" بزرگا؛ مردا؛ که این پسرم بود که پادشاهی چون محموداین جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان. "فرود ِ ؛شهر ِ؛ بلخ.
کُلَه خودی که داردروی پوش از آهنآوردند. تا بپو
برچسب:
نویسنده: زهرا خلیلی